الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم وشارح : على محمدى )

65

أصول الفقه ( شرح اصول فقه ) ( فارسى )

در قبال اشاعره . بلكه نه تنها تسلسل است و باطل كه اساسا معنا ندارد ، كه اين امر مولوى باشد ، چون امر مولوى آنست كه استقلالا اطاعت و عصيان داشته باشد و اين امر اطاعت و معرفت هيچ‌گونه ثواب و عقاب خاصى ندارد . به جز همان ثوابى كه بر صلاة و صوم و . . . بار مىشود ، امر اطيعوا مىگويد ، خدا به تو گفته نماز بخوان بايد اطاعت كنى ، يعنى نماز بخوانى ، آنچه ثواب دارد انجام صلاة است و آنچه عقاب دارد ترك نماز است . اما خود امر اطيعوا مستقلا اطاعت و عصيان ندارد . نظير امر به احتياط در اطراف علم اجمالى : اگر شما علم اجمالى داريد يا ظهر واجب است يا جمعه ، عقل مىگويد احتياط كن و هر دو را بخوان ، يا علم اجمالى داريد كه اما هذا حرام و اما ذاك ، عقل مىگويد احتياط كن و از هر دو اجتناب كن ، پس عقل وظيفه ترا تعيين كرده است . حال در چنين مواردى اگر شارع فرموده ، در اطراف علم اجمالى احتياط كن « مثل اخوك دينك فاحتط لدينك » كه امر به احتياط نموده ، اين اوامر احتياطى امرهاى ارشادى هستند ، يعنى ثواب و عقاب جداگانه‌اى ندارند . توضيح و تعقيب تا به حال در مبحث ثالث ثابت كرديم كه : ملازمه هست ما بين حكم عقل و حكم شرع و اين دو لازم و ملزومند ، كالنار و الحرارة و الشمس و الضوء و . . . حال مىخواهيم ادعاى بالاترى بكنيم و آن اينكه : مىخواهيم بگوئيم حسن و قبح عقلى با حسن و قبح شرعى يكى است ، و همين‌كه قبول كرديم كه : حسن و قبح عقلى داريم ، مساوى است با حسن و قبح شرعى ، چون معناى حسن و قبح عقلى عبارت شد از تطابق آراء عقلاء بما هم عقلاء جميعا بر حسن يا قبح و يكى از عقلاء هم خود شارع است . پس شارع نيز بما هو عاقل مطابق حكم عقلاء حكم نموده و الا تطابق آراء نبود و هو خلف . و لذا مىبينيم كه اكثر اصوليين و متكلمين ، مسئله حسن و قبح عقلى را با حسن و قبح شرعى دو مسئله قرار نداده‌اند . كه اول بيايند حسن و قبح عقلى را ثابت كنند ، سپس از راه ملازمه ، حسن و قبح شرعى را ثابت كنند ، بلكه از همان ابتداء يك مسئله عنوان كرده‌اند بنام « تحسين و تقبيح عقلى » . لذا ما نيازى به بحث از ملازمه نداريم . و لكن سر اينكه